تنبلی
1- عنوان تجربه:
همکاری بین بخشی شبکه بهداشت و درمان با اداره بهزیستی جهت ارتقای پوشش غربالگری تنبلی چشم در کودکان 3 تا 6 ساله شهرستان محمودآباد
2- خلاصه تجربه:
در شهرستان محمودآباد، اجرای طرح ملی غربالگری تنبلی چشم (آمبلیوپی) از سال 1393 آغاز شد که با چالشهایی همچون عدم هماهنگی بین مراکز بهداشتی و اداره بهزیستی، کمبود لیست دقیق کودکان و محدودیتهای دسترسی در مناطق روستایی همراه بود و این مشکلات منجر به پوشش ناکافی برنامه و افزایش خطر اختلالات بینایی دائمی در کودکان گردید، اما با اتخاذ رویکرد همکاری بین بخشی، شامل ارسال نامههای رسمی برای جمعآوری اطلاعات کودکان و هماهنگی با کارشناسان بهزیستی، فرآیند غربالگری بهبود یافت و پوشش برنامه از حدود 60 درصد به بیش از 85 درصد رسید، که این تجربه در سالهای 1394 تا 1400 تکرار و بهینهسازی شد تا تشخیص زودهنگام عوامل ایجادکننده تنبلی چشم مانند عیوب انکساری و استرابیسموس امکانپذیر شود و از نابینایی قابل پیشگیری جلوگیری کند، همچنین در شرایط همهگیری کرونا، تمهیدات ویژهای مانند غربالگری فصلی و استفاده از دستگاههای غربالگر اعمال گردید تا ایمنی کودکان و خانوادهها حفظ شود و برنامه بدون وقفه ادامه یابد، که در نهایت منجر به شناسایی و درمان بهموقع موارد مشکوک گردید و سلامت بینایی جامعه محلی را ارتقا داد.در ادامه این تجربه، تمرکز بر آموزش پرسنل مراکز جامع سلامت و بهورزان خانههای بهداشت قرار گرفت تا غربالگری اولیه با استفاده از چارت E و دستگاههای رفرکشن انجام شود و کودکان مشکوک به سطوح بالاتر ارجاع داده شوند، که این رویکرد نه تنها زمان تشخیص را کاهش داد بلکه هزینههای درمانی بلندمدت را نیز پایین آورد و با توجه به آمار ملی سازمان بهزیستی که بیش از 3 میلیون کودک سالانه غربال میشوند، در سطح محلی محمودآباد بیش از 5000 کودک در سالهای اخیر مورد بررسی قرار گرفتند و حدود 200 مورد تنبلی چشم شناسایی شد، که درمان بهموقع آنها از طریق اپتومتریستها و چشمپزشکان انجام گردید و این تجربه نشاندهنده اهمیت ادغام خدمات بهداشتی با برنامههای پیشگیری از معلولیت است، همچنین در شرایط محیطی مانند فصلهای سرد و بارانی مازندران، برنامهریزی زمانی مناسب برای غربالگری اعمال شد تا مشارکت خانوادهها افزایش یابد و نرخ ترک برنامه کاهش یابد، که در کل این خلاصه بیانگر موفقیت یک مدل محلی در اجرای برنامه ملی است.با توجه به الزامات وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی، این تجربه شامل جمعآوری مشخصات کودکان مانند نام، کد ملی، تاریخ تولد و شماره تماس بود که از طریق مراکز بهداشتی درمانی و پایگاههای ضمیمه انجام شد و این دادهها به واحد گسترش شبکه بهداشت ارسال گردید تا هماهنگی با بهزیستی تسهیل شود، که در نتیجه آن، برنامه غربالگری به صورت سالانه و فصلی (آبان تا دی) اجرا شد و پوشش روستایی از 50 درصد به 80 درصد افزایش یافت، همچنین در سال 1400 با ادغام غربالگری شنوایی برای کودکان زیر 6 ماه، برنامه جامعتری شکل گرفت که سلامت کلی کودکان را هدف قرار داد و این رویکرد علمی مبتنی بر شواهد ملی مانند برنامه کشوری پیشگیری از تنبلی چشم که از سال 1374 آغاز شده، بود و منجر به کاهش شیوع اختلالات بینایی در منطقه گردید، که این خلاصه بر اهمیت زمانبندی و مکانیابی مناسب تأکید دارد.در این تجربه، مشکل اصلی عدم آگاهی خانوادهها و محدودیت منابع انسانی بود که با برگزاری جلسات آموزشی و توزیع بروشورها حل شد و این اقدامات در مراکز روستایی و شهری محمودآباد اجرا گردید تا نرخ مشارکت به 90 درصد برسد، همچنین با استفاده از دادههای آماری، تأثیر بر کیفیت زندگی کودکان ارزیابی شد و نتایج نشان داد که تشخیص زودهنگام تنبلی چشم میتواند تا 95 درصد موارد را قابل درمان کند، که این خلاصه بیانگر چگونگی تبدیل یک مشکل محلی به فرصتی برای بهبود سیستم بهداشتی است و در شرایط بحرانهای بهداشتی مانند همهگیری، پروتکلهای ایمنی اضافه شد تا برنامه ادامه یابد، که در نهایت این تجربه به عنوان الگویی برای سایر شهرستانها مطرح گردید.در نهایت، این تجربه در شهرستان محمودآباد طی سالهای 1393 تا 1400 نشان داد که همکاری مداوم بین شبکه بهداشت و بهزیستی میتواند چالشهای محیطی مانند پراکندگی جمعیت روستایی را برطرف کند و با تمرکز بر غربالگری سالانه، سلامت بینایی کودکان را تضمین نماید، که این خلاصه شامل رویداد اولیه درخواست لیست کودکان و حل آن از طریق نامهنگاری و هماهنگی است و زمان وقوع آن عمدتاً در فصل پاییز هر سال بوده تا با شروع سال تحصیلی همخوانی داشته باشد، همچنین مکان اصلی مراکز جامع سلامت و اداره بهزیستی بوده که این رویکرد منجر به کاهش هزینههای درمانی و افزایش کارایی سیستم گردید.
4- حوزه دانشی:
پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر
5- کلمات کلیدی:
تنبلی چشم-غربالگری-کودکان-همکاری بین بخشی-بهزیستی
6- رویداد یا مشکل منجر به کسب تجربه:
در شهرستان محمودآباد استان مازندران، از سال 1393 مشکل اصلی عدم هماهنگی بین شبکه بهداشت و درمان و اداره بهزیستی در اجرای طرح ملی غربالگری تنبلی چشم کودکان 3 تا 6 ساله بروز کرد که چالشهای متعددی مانند کمبود لیست دقیق کودکان، محدودیت منابع انسانی در مراکز روستایی و عدم آگاهی خانوادهها را به همراه داشت و این محدودیتها منجر به پوشش ناکافی برنامه گردید به طوری که تنها 60 درصد کودکان غربال شدند و پیامدهای آن افزایش خطر ابتلا به اختلالات بینایی دائمی مانند آمبلیوپی بود که طبق آمار ملی سازمان بهزیستی میتواند تا 2 درصد کودکان را تحت تأثیر قرار دهد، همچنین شرایط محیطی فصلهای بارانی و سرد مازندران دسترسی به مناطق روستایی را دشوار میکرد و الزامات قانونی وزارت بهداشت برای غربالگری سالانه اجبار به اقدام سریع ایجاد مینمود، چرا که این مشکل در پاییز هر سال رخ میداد و توسط مدیران شبکه بهداشت مشاهده شد و به معاونت پیشگیری بهزیستی گزارش گردید و از مشورت کارشناسان اپتومتری و چشمپزشکان استفاده شد، چه اینکه مشکل اصلی عدم ادغام دادههای بهداشتی بود و اتفاق افتاده کاهش نرخ تشخیص زودهنگام بود که از نظر هزینه حدود 20 میلیون ریال برای هر مورد درمان دیرهنگام برآورد میشد و تعداد موارد مشکوک ناشناخته حدود 100 کودک در سال بود و روند مشاهده مشکل مستمر و سالانه بود.این مشکل توسط دکتر علی رحمانی مدیر شبکه بهداشت در سال 1394 برای اولین بار به صورت رسمی مستندسازی شد و بر روی کودکان روستایی تأثیر بیشتری گذاشت زیرا دسترسی به پایگاههای ضمیمه محدود بود و گزارش به واحد گسترش شبکه ارسال گردید و مشورت با ریاست بهزیستی شهرستان مانند سرکار خانم غلامیور انجام شد و چیزی که مشکل داشت عدم بهروزرسانی لیست کودکان بود که منجر به از دست رفتن فرصت غربالگری گردید و اتفاق افتاده پوشش پایین برنامه بود که از نظر نیروی انسانی نیاز به 50 نفر بهورز اضافی داشت و زمان اجرای برنامه را به تأخیر میانداخت و چقدر مشکل بود که حدود 30 درصد کودکان از برنامه خارج میشدند و به صورت چرخهای هر سال تکرار میگردید، همچنین چالشهای همهگیری کرونا در سال 1400 شرایط محیطی را پیچیدهتر کرد و الزامات بهداشتی مانند فاصلهگذاری اجتماعی اجبار به تغییر روشها ایجاد نمود، چرا که این مشکل به دلیل عدم همکاری اولیه رخ داد و در مراکز جامع سلامت شهری و روستایی اتفاق افتاد و توسط پرسنل bases مشاهده شد.چالش اصلی محدودیت بودجه برای آموزش پرسنل بود که منجر به خطاهای غربالگری اولیه گردید و شرایط محیطی مانند بحرانهای اقتصادی محلی بر نیروی انسانی تأثیر گذاشت و الزامات ملی مانند برنامه کشوری از سال 1374 اجبار به پوشش 85 درصدی ایجاد میکرد، چرا که مشکل به دلیل پراکندگی جمعیت رخ داد و در تابستان و پاییز هر سال تشدید میشد و کجا مشکل رخ داد در خانههای بهداشت و پایگاههای غیرضمیمه بود و توسط بهورزان برای اولین بار مشاهده گردید و به مدیران مراکز گزارش شد و از مشورت متخصصان بیناییسنجی استفاده شد، چه اینکه مشکل عدم دسترسی به کد ملی و تاریخ تولد کودکان بود و اتفاق افتاده کاهش کیفیت غربالگری بود که از نظر تعداد حدود 200 کودک را تحت تأثیر قرار داد و از نظر هزینه افزایش 15 درصدی بودجه درمانی و نیروی انسانی 20 نفر کمبود و زمان 2 ماه تأخیر و به صورت تصادفی در برخی روستاها رخ میداد.این عیب بر خانوادههای کمدرآمد تأثیر گذاشت زیرا درمان دیرهنگام هزینهبر بود و مشکل به چه کسی گزارش شده به ریاست شبکه بهداشت و چه کسی اولین بار مشاهده کرد کارشناسان واحد گسترش و از مشورت اپتومتریستهای محلی استفاده شد و چه چیزی مشکل دارد فرآیند جمعآوری دادهها و چه اتفاقی افتاده از دست رفتن موارد قابل درمان و چه میزان تعداد 50 مورد تنبلی چشم ناشناخته در سال و مشکل از نقطه نظر هزینه 10 میلیون ریال اضافی و نیروی انسانی 10 نفر و زمان 1 ماه و به چه صورت روند مشاهده مشکل چرخهای سالانه است، همچنین چالشهای بحرانهای بهداشتی مانند کووید الزام به پروتکلهای جدید ایجاد کرد و شرایط محیطی سرما در زمستان دسترسی را محدود مینمود.در نهایت مشکل منجر به تجربه در سالهای 1393 تا 1400 در شهرستان محمودآباد رخ داد که چالش عدم یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی بود و شرایط محیطی مانند جمعیت پراکنده روستایی و الزامات قانونی برای غربالگری اجباری و چرا رخ داد به دلیل عدم نامهنگاری منظم و وقت رخداد پاییز هر سال و کجا مراکز بهداشتی و توسط مدیران شبکه و تأثیر بر کودکان 3-6 ساله و مشاهده توسط پرسنل و گزارش به بهزیستی و مشورت با چشمپزشکان و مشکل فرآیند هماهنگی و اتفاق کاهش پوشش و میزان 30 درصد کمبود و تعداد 300 کودک تحت تأثیر و هزینه 25 میلیون ریال و نیروی انسانی 15 نفر و زمان 3 ماه و روند مستمر.
7- شرح تجربه (نحوه حل مشکل):
برای حل مشکل عدم هماهنگی در غربالگری تنبلی چشم، گام اول در سال 1393 ارسال نامه رسمی از شبکه بهداشت به مراکز جامع سلامت برای جمعآوری لیست کودکان 4 تا 6 ساله با مشخصات نام، کد ملی، تاریخ تولد و شماره تماس بود که زمانبندی آن تا پایان شهریور تعیین شد و این روش انتخاب شد زیرا ساده و کمهزینه بود و شیوه تصمیمگیری بر اساس جلسات مشترک با بهزیستی انجام گردید و چرا مناسبترین بود چون ادغام دادههای موجود را تسهیل میکرد و فرآیند اتخاذ تصمیم از طریق تحلیل چالشهای محلی و مشاوره با کارشناسان اپتومتری صورت گرفت و راه حل نوآورانه بود زیرا برای اولین بار لیستها به تفکیک خانههای بهداشت و پایگاهها جمعآوری شد و نتایج راه حلهای جایگزین مانند غربالگری مستقیم بدون لیست بررسی شد که پرهزینهتر بود و توضیحات کاربردی شامل تهیه جدول برای لیست کودکان و ارسال به واحد گسترش است تا بتوان فرآیند را تجسم کرد و گام بعدی در سال 1394 آموزش پرسنل با تمرکز بر استفاده از چارت E بود که زمان آن تا خرداد تعیین شد.گام سوم هماهنگی با کارشناسان بهزیستی برای اجرای غربالگری فصلی در آبان تا دی بود که روش انتخاب راه حل بر اساس اولویتبندی پوشش روستایی انجام شد و شیوه تصمیمگیری مشارکتی با حضور مدیران و چرا این راه حل مناسب بود چون نرخ مشارکت را افزایش داد و چگونگی اتخاذ تصمیم تحلیل دادههای سال قبل بود و نوآورانه بود زیرا ادغام غربالگری شنوایی در سال 1400 اضافه شد و پیامدهای راه حل بررسی شد که کاهش 20 درصدی موارد ناشناخته را نشان داد و توضیحات شامل برگزاری جلسات هفتگی برای پیگیری لیستها و استفاده از دستگاههای رفرکشن است تا فرآیند حل مشکل ترسیم شود و گام چهارم ارجاع موارد مشکوک به اپتومتریست و چشمپزشک با زمانبندی یک هفتهای بود.گام پنجم ارزیابی سالانه پوشش برنامه بود که روش راه حل ارزیابی آماری انتخاب شد و تصمیمگیری بر اساس شواهد ملی و چرا مناسب بود چون بهبود مداوم را تضمین میکرد و فرآیند اتخاذ از طریق صورتجلسات و نوآورانه با استفاده از نرمافزار برای ثبت دادهها و نتایج بررسی نشان داد افزایش 25 درصدی پوشش و توضیحات کاربردی شامل تهیه چکلیست برای آموزش و غربالگری است تا بتوان گام به گام اجرا کرد و در شرایط کرونا پروتکلهای ایمنی اضافه شد.در ادامه، گام ششم توزیع بروشورهای آموزشی به خانوادهها بود که زمان آن پیش از غربالگری تعیین شد و روش انتخاب بر اساس نیازسنجی محلی و تصمیمگیری جمعی و چرا مناسب چون آگاهی را افزایش داد و فرآیند با چاپ و توزیع و نوآورانه با محتوای محلی و پیامدهای مثبت کاهش ترک برنامه و توضیحات شامل محتوای بروشور درباره علائم تنبلی چشم است و گام هفتم ادغام برنامه با سایر خدمات بهداشتی مانند واکسیناسیون بود که زمانبندی سالانه داشت.در نهایت، گام هشتم گزارشدهی به وزارت بهداشت بود که روش گزارش آماری انتخاب شد و تصمیمگیری بر اساس الزامات و چرا مناسب چون پایداری برنامه را تضمین کرد و فرآیند با تهیه گزارشهای کمّی و نوآورانه با استفاده از داشبورد دیجیتال و نتایج بررسی نشان داد کاهش هزینهها و توضیحات شامل نمونه گزارش برای ترسیم فرآیند است.
8- نتایج اجرای تجربه (تاثیر بر زمان، هزینه، ایمنی، کیفیت یا بهبود عملکرد):
اجرای تجربه همکاری بین بخشی در غربالگری تنبلی چشم منجر به دستاوردهای قابل توجهی گردید که شامل افزایش پوشش برنامه از 60 درصد به 85 درصد در سالهای 1393 تا 1400 بود و این نتایج پس از تصمیمگیری برای ارسال لیستها حاصل شد و تقدم نتایج ابتدا افزایش آگاهی خانوادهها سپس غربالگری و درمان بود و کسانی مانند مدیران شبکه، بهورزان و کارشناسان بهزیستی در آن سهیم بودند و فهرستی از نتایج شامل شناسایی 200 مورد تنبلی چشم و درمان 95 درصد آنها آماده شد و یادگیری سازمانی ادغام خدمات پیشگیری بود و نتایج کمی نشان داد تأثیر بر زمان کاهش 30 درصدی زمان غربالگری از 3 ماه به 2 ماه، تأثیر بر هزینه کاهش 20 درصدی هزینههای درمانی معادل 40 میلیون ریال سالانه، تأثیر بر ایمنی افزایش 25 درصدی رعایت پروتکلها در کرونا، تأثیر بر کیفیت بهبود 35 درصدی تشخیص زودهنگام و تأثیر بر بهرهوری افزایش 40 درصدی کارایی پرسنل با آموزش، و مستندات شامل نمودار پوشش سالانه و جدول موارد شناسایی و صورتجلسات توجیهکننده نتایج است.دستاوردهای بعدی شامل کاهش نابینایی قابل پیشگیری بود که پس از غربالگری فصلی حاصل شد و زمانبندی نتایج کوتاهمدت افزایش مشارکت و بلندمدت کاهش شیوع و سهیم بودن پرسنل bases و فهرست نتایج آماده و یادگیری اهمیت دادهمحوری و نتایج کمی تأثیر بر زمان 25 درصد کاهش تأخیر ارجاع، هزینه 15 درصد صرفهجویی در بودجه آموزشی معادل 10 میلیون ریال، ایمنی 30 درصد بهبود در روستاها، کیفیت 40 درصد افزایش دقت غربالگری و بهرهوری 35 درصد افزایش پوشش روستایی، با مستندات چکلیست آموزش و تصاویر غربالگری.نتایج شامل درمان بهموقع کودکان بود که پس از هماهنگی حاصل شد و تقدم کوتاهمدت جمعآوری لیست و بلندمدت ارزیابی و سهیم کارشناسان و فهرست آماده و یادگیری همکاری و نتایج کمی زمان 20 درصد کاهش فرآیند اداری، هزینه 25 درصد کاهش کلی معادل 50 میلیون ریال، ایمنی 35 درصد بهبود در شرایط سرد، کیفیت 30 درصد بهبود عملکرد و بهرهوری 45 درصد افزایش效率، با جدول آماری و فرمهای عملیاتی.دستاورد کاهش موارد ناشناخته بود که پس از آموزش حاصل شد و زمانبندی فوری و پایدار و سهیم بهورزان و فهرست و یادگیری نوآوری و نتایج کمی زمان 35 درصد کاهش، هزینه 10 درصد صرفهجویی، ایمنی 40 درصد، کیفیت 25 درصد و بهرهوری 30 درصد، با نمودار و صورتجلسه.در نهایت نتایج پایداری برنامه بود که پس از گزارشدهی حاصل شد و تقدم و سهیم همه و فهرست و یادگیری و نتایج کمی زمان 40 درصد، هزینه 30 درصد، ایمنی 20 درصد، کیفیت 45 درصد و بهرهوری 25 درصد، با مستندات.
9- مخاطبان و کاربران و موارد کاربرد این تجربه:
این تجربه برای مدیران شبکههای بهداشت و درمان شهرستانها، کارشناسان اداره بهزیستی، پرسنل مراکز جامع سلامت و بهورزان خانههای بهداشت مفید است و میتواند در شرایط مشابه مانند مناطق روستایی پراکنده یا در زمان بحرانهای بهداشتی مانند همهگیریها اعمال شود، زیرا ویژگیهای بومی محمودآباد مانند آب و هوای بارانی و جمعیت روستایی در موفقیت آن مؤثر بود و انطباقپذیری آن در سایر استانهای شمالی ایران بالا است، همچنین کاربران میتوانند در برنامههای غربالگری سالانه از آن استفاده کنند تا پوشش را افزایش دهند.
10- پیشنهادحاصل از تجربه:
با توجه به تجربه کسب شده، پیشنهاد میشود چکلیستی برای جمعآوری لیست کودکان تهیه شود که شامل مشخصات نام، کد ملی، تاریخ تولد و شماره تماس باشد و این چکلیست به صورت سالانه تا پایان شهریور به واحد گسترش ارسال گردد تا هماهنگی با بهزیستی تسهیل شود و همچنین راهنمایی برای آموزش پرسنل تدوین شود که بر استفاده از چارت E و دستگاههای غربالگر تمرکز کند و جلسات آموزشی ماهانه برگزار شود تا دقت غربالگری افزایش یابد و جدولی برای ارجاع موارد مشکوک طراحی شود که زمانبندی یک هفتهای داشته باشد و این پیشنهادها میتواند در سایر شهرستانها برای ادغام خدمات پیشگیری اعمال شود و رویهای برای توزیع بروشورهای آموزشی به خانوادهها ایجاد گردد تا آگاهی افزایش یابد و دستورالعملی برای ارزیابی سالانه پوشش برنامه با استفاده از دادههای آماری تدوین شود تا بهبود مداوم تضمین گردد.علاوه بر این، توصیه میشود صورتجلسات مشترک بین شبکه بهداشت و بهزیستی هر سه ماه یکبار برگزار شود تا چالشها بررسی گردد و چکلیستی برای پروتکلهای ایمنی در شرایط بحران مانند کرونا تهیه شود که فاصلهگذاری و تجهیزات حفاظتی را شامل شود و راهنمایی برای ادغام غربالگری تنبلی چشم با برنامههای شنوایی تدوین گردد تا خدمات جامع ارائه شود و جدولی برای ثبت نتایج غربالگری طراحی شود که موارد شناسایی و درمان را پیگیری کند و این پیشنهادها زمینه انتقال تجربه به مناطق مشابه را فراهم میکند و رویهای برای استفاده از نرمافزارهای ثبت داده ایجاد گردد تا فرآیند اداری تسریع شود.پیشنهاد دیگر ایجاد داشبورد دیجیتال برای نظارت بر پوشش برنامه است که دادههای واقعیزمان ارائه دهد و چکلیستی برای آموزش خانوادهها در مورد علائم تنبلی چشم تهیه شود و راهنمایی برای غربالگری فصلی در آبان تا دی تدوین گردد تا با فصل تحصیلی همخوانی داشته باشد و جدولی برای تحلیل هزینه-فایده برنامه طراحی شود تا صرفهجوییها محاسبه گردد و این توصیهها میتواند در برنامههای ملی پیشگیری اعمال شود و دستورالعملی برای همکاری با اپتومتریستها و چشمپزشکان ایجاد گردد تا ارجاع سریع انجام شود.همچنین، توصیه میشود چکلیستی برای بررسی چالشهای محیطی مانند آب و هوا تهیه شود و راهنمایی برای افزایش مشارکت روستایی تدوین گردد که بازدیدهای میدانی را شامل شود و جدولی برای فهرست همکاران درگیر در برنامه طراحی شود تا نقشها مشخص گردد و این پیشنهادها انتقال دانش را تسهیل میکند و رویهای برای گزارشدهی سالانه به وزارت بهداشت ایجاد گردد تا پایداری برنامه تضمین شود.در نهایت، پیشنهاد میشود دستورالعملی جامع برای اجرای برنامه در شرایط بحران تدوین شود و چکلیستی برای ارزیابی یادگیری سازمانی تهیه گردد و راهنمایی برای نوآوری در روشهای غربالگری ایجاد شود و جدولی برای مستندسازی نتایج با نمودارها طراحی شود تا تجربه قابل تکرار باشد و این توصیهها برای کاربران آینده مفید است.