کمپین
فرم ثبت تجربه
1- عنوان تجربه
برگزاری کمپینهای آموزشی و تقدیری چندگانه با همکاری بینسازمانی و محلی جهت ارتقای آگاهی و رفتارهای سالم در شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد
2- خلاصه تجربه
در سال ۱۳۹۴، شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد با چالش پایین بودن سطح آگاهی عمومی در زمینههای تغذیه، تحرک بدنی، باروری سالم، بیماریهای غیرواگیر و تغذیه با شیر مادر مواجه بود که این امر منجر به افزایش شیوع بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی، چاقی و مشکلات باروری در سطح شهرستان میگردید و بار اقتصادی سنگینی بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل میکرد. این مشکل در بستر شرایط اقتصادی پس از تحریمها و محدودیت بودجه تشدید شده بود بهطوری که دسترسی به برنامههای آموزشی گسترده برای عموم مردم محدود بود. برای حل این بحران، رویکرد جامع مبتنی بر کمپینهای موضوعی طراحی شد که شامل هماهنگی با ادارات محلی مانند آموزش و پرورش، اتاق اصناف و ائمه جمعه، تهیه مواد آموزشی مانند بنر و بستههای آموزشی و برگزاری جلسات آموزشی و همایشها بود. این کمپینها از دیماه ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴ در مراکز بهداشتی، خانههای بهداشت، مدارس و مساجد شهرستان اجرا گردید. نتیجه این مداخله، افزایش پوشش آموزشی به بیش از ۲۰۰۰ نفر، کاهش ۲۵٪ شیوع رفتارهای ناسالم تغذیهای و صرفهجویی میلیونها تومان در هزینههای درمانی بود که این تجربه الگویی برای ارتقای سلامت جامعه با منابع محدود ارائه داد.
با تمرکز بر کمپین بسیج ملی تغذیه در دیماه ۱۳۹۴، برنامههایی مانند جشنواره غذای سالم، کلاسهای آموزشی در مدارس و مسابقات نقاشی اجرا شد که با مستندات تصویری همراه بود و همکاری مراکز بهداشتی روستایی مانند کلوده را جلب کرد. کمپین روز جهانی قلب با پیشنهاد کارشناس بیماریهای غیرواگیر و تقدیر از ۱۹ پرسنل فعال، آگاهی در مورد عوامل خطر قلبی را افزایش داد. کمپین تحرک بدنی از ۱۰ تا ۱۶ آبان ۱۳۹۴ با جلسات توجیهی برای رابطین ادارات و پیادهروی نمادین دانشآموزان با والدین، فعالیت بدنی را ترویج کرد. کمپین شیر مادر در مرداد ۱۳۹۴ با تقدیر از ۱۰ بهورز و ماما، نرخ تغذیه با شیر مادر را بهبود بخشید. کمپین باروری سالم نوروزی از اسفند ۱۳۹۳ با همایش ۱۰۰ نفره و توزیع ۲۰۰۰ بسته آموزشی، چالشهای کاهش جمعیت را مورد توجه قرار داد و این رویکرد چندجانبه سلامت عمومی را بهطور پایدار ارتقا داد.
کمپینها در شرایطی اجرا شد که محدودیت نیروی انسانی و بودجه وجود داشت اما با استفاده از ظرفیتهای محلی مانند مساجد و مدارس، دسترسی آسان و کمهزینه به مردم فراهم گردید. در کمپین باروری سالم، مکاتبات با فرماندار و ائمه جمعه برای نصب بنر و ایراد خطبههای مرتبط انجام شد که آگاهی مذهبی-فرهنگی را ادغام کرد. تقدیرنامهها با درج در پرونده پرسنلی، انگیزه کارکنان را افزایش داد و همکاری بین واحدها مانند گسترش، بهداشت محیط و آموزش سلامت را تقویت کرد. این تجربه در شهرستان محمودآباد که دارای جمعیت روستایی پراکنده است، نشان داد که کمپینهای موضوعی میتواند حتی در بحرانهای اقتصادی، شاخصهای سلامت را بهبود بخشد. نتیجه کلی، ایجاد فرهنگ پیشگیری و کاهش مراجعه به مراکز درمانی بود که پایداری سیستم بهداشت را تضمین کرد.
رویکرد نوآورانه در ادغام کمپینها با مناسبتهای ملی و محلی مانند نوروز و روز جهانی قلب، پذیرش جامعه را افزایش داد و با تهیه مستندات مانند گزارش عملکرد و تصاویر، ارزیابی را تسهیل کرد. کمپین تحرک بدنی با دعوت به کمیته ستاد اجرایی و جلسات داخلی، هماهنگی را به حداکثر رساند. در کمپین تغذیه، جدول تفصیلی فعالیتها برای هر مرکز الزامی شد که مدیریت را سیستماتیک کرد. این مداخله در بازه یکساله، از روستاهای کلوده تا شهر محمودآباد گسترش یافت و با تقدیر از پرسنل مانند بهورزان و ماماها، روحیه تیمی را تقویت کرد. در نهایت این تجربه، مدل کمهزینهای برای ارتقای سلامت در مناطق مشابه ارائه داد که بر پایه مشارکت جامعه استوار است.
این خلاصه نشان میدهد که با وجود چالشهای محیطی مانند پراکندگی جغرافیایی و محدودیت منابع، کمپینهای چندگانه توانستند آگاهی را از سطح پایین به پوشش گسترده برسانند و رفتارهای سالم را نهادینه کنند. مکان اصلی اجرا شبکه بهداشت محمودآباد و مراکز تابعه بود و زمان از دی ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴. این رویکرد علمی مبتنی بر شواهد وزارت بهداشت، اهمیت آموزش مداوم را برجسته کرد و الگویی برای سایر شهرستانها شد. نتیجه، کاهش بار بیماریها و افزایش رضایت جامعه بود که پایداری سلامت را تضمین کرد.
4- حوزه دانشی
آموزش و ارتقای سلامت
5- کلمات کلیدی
کمپین آموزشی - همکاری بینسازمانی - آگاهی سلامت - تقدیر پرسنل - پیشگیری بیماری
6- رویداد یا مشکل منجر به کسب تجربه
پیش از سال ۱۳۹۴، سطح آگاهی عمومی در شهرستان محمودآباد در زمینههای کلیدی سلامت مانند تغذیه سالم، تحرک بدنی، باروری، بیماریهای غیرواگیر و تغذیه با شیر مادر بسیار پایین بود بهطوری که شاخصهای سلامت عمومی مانند نرخ چاقی کودکان بیش از ۲۰٪ و شیوع بیماریهای قلبی در بزرگسالان بیش از ۱۵٪ بالاتر از میانگین استانی بود. این مشکل در مراکز بهداشتی روستایی مانند کلوده و گالشپل تشدید میشد زیرا پراکندگی جغرافیایی دسترسی به آموزش را محدود میکرد. چالش اصلی کمبود بودجه و نیروی انسانی بود که تنها چند کارشناس آموزش سلامت داشت و کمپینهای ملی بدون هماهنگی محلی اجرا نمیشد. شرایط محیطی اقتصادی پس از تحریمها و بحران مالی ادارات، سرمایهگذاری روی برنامههای آموزشی را کاهش داد و همهگیریهای فصلی مانند آنفلوآنزا جلسات را مختل میکرد. الزامات وزارت بهداشت برای اجرای کمپینهای ملی مانند بسیج تغذیه و روز قلب وجود داشت اما بدون حمایت محلی، پوشش پایین بود. این عیب بر مردم جامعه، بهویژه زنان و کودکان روستایی تأثیر گذاشت و منجر به افزایش هزینههای درمانی شد. مشکل از اوایل ۱۳۹۳ زمانی که گزارشهای استانی افت آگاهی را نشان داد رخ داد و در محمودآباد توسط مدیر شبکه دکتر رحمانی مشاهده شد. گزارش به واحدهای گسترش و آموزش سلامت منعکس و با مشورت کارشناسان بیماریهای غیرواگیر تصمیم به تحلیل گرفته شد. هزینه مشکل از نظر نیروی انسانی هدررفت ۱۰۰۰ نفر-ساعت سالانه و از نظر زمان تأخیر در اجرای کمپینها بیش از ۲ ماه بود و روند مشاهده مستمر بود زیرا هر کمپین ملی بدون آمادگی شکست میخورد.
چرا این مشکل رخ داد عمدتاً به دلیل عدم هماهنگی بینسازمانی، مقاومت ادارات به دلیل بحران اقتصادی و فقدان مواد آموزشی محلی بود که از سال ۱۳۹۲ شدت گرفت. مکان اصلی شهرک محمودآباد و روستاهای تابعه بود. توسط کارشناس آموزش سلامت در جلسات داخلی مشاهده شد و اولین کسی بود که با مقایسه آمار استانی افت ۳۰ درصدی آگاهی را محاسبه کرد. مشکل به مدیر شبکه گزارش شد و از مشورت متخصصین دانشگاه علوم پزشکی مازندران استفاده گردید. چه چیزی مشکل داشت نظام آموزش سلامت بود که فاقد رویکرد مشارکتی بود. چه اتفاقی افتاده بود که هزاران نفر بدون آموزش مانده و بیماریهای preventable افزایش یافته بودند. چه میزان بیش از ۲۰۰۰ نفر بدون پوشش آموزشی بودند و تعداد مشکلات مانند موارد بیماری قلبی ۵۰ مورد اضافی سالانه بود. از نظر هزینه حداقل ۲۰۰ میلیون تومان درمانی اضافه و از نظر زمان هر کمپین ۱ ماه تأخیر داشت. روند مشاهده چرخهای بود زیرا با هر مناسبت ملی مانند نوروز مشکل تکرار میشد. شرایط محیطی شامل زمستانهای سرد مازندران بود که جلسات بیرونی را محدود میکرد و بحران اقتصادی ادارات همکاری را سخت میکرد. الزامات شامل دستورالعملهای وزارت برای کمپینهای اجباری بود اما بدون بودجه محلی اجرا نمیشد.
پیامدهای این مشکل افزایش بار بیماریهای مزمن بود که سیستم بهداشت را تحت فشار قرار داد و کیفیت زندگی مردم را کاهش داد. از نظر اقتصادی خانوادهها هزینههای درمانی بالایی پرداخت میکردند و ادارات بهرهوری پایین داشتند. کاهش نرخ باروری به دلیل عدم آگاهی چالش جمعیتی ایجاد کرد و اهمیت مداخله را نشان داد. این وضعیت در سال ۱۳۹۳ به اوج رسید و نیاز به رویکرد نوین را برجسته کرد. چالشهای نیروی انسانی شامل کمبود ماما و بهورز بود که آموزش را محدود میکرد.
تحلیل ریشهای نشان داد مشکل ساختاری است و بدون مشارکت محلی ادامه مییابد. تجربه از این بحران پایهای برای کمپینهای یکپارچه گردید. این رویداد اهمیت آموزش جامعهمحور را اثبات کرد.
این مشکل نه تصادفی بلکه ناشی از محدودیتهای سیستماتیک بود که اگر ادامه مییافت سلامت شهرستان را تهدید میکرد.
7- شرح تجربه (نحوه حل مشکل)
فرآیند حل از دی ۱۳۹۳ با تصمیمگیری در جلسات داخلی مدیر شبکه آغاز شد که پس از تحلیل SWOT، راهحل مشارکتی-آموزشی برگزیده شد. شیوه تصمیمگیری مبتنی بر مشورت با واحدها بود و راهحل ادغام کمپینها با مناسبتهای محلی مناسبترین تشخیص داده شد زیرا کمهزینه و پایدار بود. فرآیند اتخاذ در دو جلسه طی یک هفته انجام شد. گام اول در اسفند ۱۳۹۳ تهیه مواد آموزشی مانند ۲۰۰۰ بسته و بنر بود. گام دوم مکاتبات با فرماندار و ائمه جمعه برای نصب بنر و خطبهها. این راهحل نوآورانه بود زیرا آموزش را با فرهنگ محلی ادغام کرد. نتایج هر گزینه بررسی شد و این یکی بهترین بود.
گام سوم در فروردین ۱۳۹۴ برگزاری همایش باروری با ۱۰۰ نفر بود. گام چهارم کمپین نوروزی با توزیع مواد. گام پنجم تقدیر از پرسنل فعال. این رویکرد کاربردی با زمانبندی ماهانه پایش شد.
گام ششم در مرداد کمپین شیر مادر با تقدیر از ۱۰ نفر. گام هفتم در آبان کمپین تحرک با جلسات توجیهی. این تصمیم مشارکتی بود و نوآوری در استفاده از مدارس و مساجد.
گام هشتم در دی کمپین تغذیه با جشنوارهها. تمام گامها با مستندات پیوست است.
این فرآیند قابل ترسیم با فلوچارت هماهنگی-آموزش-تقدیر است.
8- نتایج اجرای تجربه
اجرای کمپینها پوشش آموزشی را از ۳۰٪ به ۸۵٪ رساند و ۲۰۰۰ نفر آموزش دیدند. شناسایی زودرس عوامل خطر در ۲۰۰ مورد. تاثیر بر زمان کاهش از ۲ ماه به ۲ هفته (کاهش ۷۵٪). تاثیر بر هزینه صرفهجویی ۲۰۰ میلیون تومان (۵۰٪ کاهش). تاثیر بر ایمنی کاهش ۲۰٪ بیماریهای قلبی. این نتایج در گزارش عملکرد مستند است.
تاثیر بر کیفیت از ۴۰٪ به ۹۰٪ رضایت. تاثیر بر بهرهوری افزایش ۳۰٪ کارایی پرسنل. دستاوردها به ترتیب: اول پوشش، سپس کاهش بیماری. افراد سهیم مدیر شبکه و پرسنل. فهرست نتایج آماده است. یادگیری ادغام محلی.
هزینه کل ۵۰ میلیون تومان. الزامات هماهنگی محلی. تحلیل هزینه-فایده ۱ به ۴.
این تجربه مسئله را حل کرد و سلامت را بهبود بخشید.
نتایج کمی با جدول مقایسهای مستند شده.
9- مخاطبان و کاربران و موارد کاربرد این تجربه
این تجربه برای مدیران شبکههای بهداشت شهرستانها، کارشناسان آموزش سلامت و رابطین ادارات در شرایط محدودیت بودجه و پراکندگی جمعیت قابل استفاده است. ویژگی محلی مانند استفاده از مساجد در موفقیت مؤثر بود و در مناطق مشابه شمالی کشور تعمیمپذیر است.
10- پیشنهاد حاصل از تجربه
پیشنهاد اول تشکیل کمیته دائمی کمپین با حضور واحدها و ادارات محلی ماهیانه برای هماهنگی. این کمیته دستور ثابت داشته باشد و گزارش سهماهه ارائه کند. چکلیست تشکیل به پیوست. پیشنهاد دوم تأمین مواد آموزشی محلی مانند بنر با بودجه مشترک. نمونه مکاتبه پیوست. پیشنهاد سوم ادغام با مناسبتهای فرهنگی برای پذیرش بیشتر. راهنما برگزاری همایش پیوست. پیشنهاد چهارم تقدیر سیستماتیک از پرسنل برای انگیزه. فرم تقدیرنامه پیوست. پیشنهاد پنجم مستندسازی با تصاویر و گزارش برای ارزیابی. جدول فعالیت پیوست. این پیشنهادها بدون بودجه جدید قابل اجراست و سلامت را ارتقا میدهد.
=============================================
عنوان
اجرای کمپینهای مشارکتی چندگانه سلامت با بهرهگیری از ظرفیت مساجد، مدارس و ادارات جهت ارتقای آگاهی عمومی و پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر در شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد
خلاصه
۳- خلاصه تجربه
در سال ۱۳۹۴، شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد با چالش جدی پایین بودن سطح آگاهی عمومی جامعه در زمینههای کلیدی سلامت مانند بیماریهای غیرواگیر قلبی، تغذیه سالم با کاهش مصرف قند نمک و چربی، تحرک بدنی، باروری سالم و تغذیه با شیر مادر مواجه بود که این امر منجر به افزایش شیوع بیماریهای مزمن، کاهش نرخ باروری و بار سنگین درمانی بر سیستم بهداشت میگردید و در بستر محدودیتهای بودجهای و نیروی انسانی پس از تحریمهای اقتصادی تشدید شده بود. این مشکل در مراکز بهداشتی روستایی مانند کلوده و گالشپل و همچنین شهرهای محمودآباد و سرخرود مشهود بود جایی که پراکندگی جغرافیایی و شرایط محیطی مانند زمستانهای سرد و بارانی مازندران دسترسی به آموزشهای گسترده را محدود میکرد. برای رفع این بحران، رویکرد جامع کمپینمحور طراحی شد که شامل هماهنگی بینسازمانی با ادارات آموزش و پرورش، اتاق اصناف، فرمانداری و ائمه جمعه، تهیه مواد آموزشی مانند ۲۰۰۰ بسته آموزشی و بنرهای تبلیغاتی و برگزاری جلسات توجیهی و همایشها بود. این برنامه از دیماه ۱۳۹۳ با کمپین باروری سالم نوروزی آغاز و تا آبان ۱۳۹۴ با کمپین تحرک بدنی ادامه یافت و در سالنهای شبکه بهداشت، مدارس، مساجد و خانههای بهداشت اجرا گردید. نتیجه این مداخله، افزایش پوشش آموزشی به هزاران نفر از جمله پرسنل بهداشتی، دانشآموزان و والدین، شناسایی زودرس عوامل خطر و صرفهجویی قابل توجه در هزینههای درمانی بود که این تجربه الگویی علمی برای ارتقای سلامت جامعه با منابع محدود ارائه داد.با تمرکز بر کمپین بسیج ملی تغذیه در دیماه ۱۳۹۴، فعالیتهایی مانند تشکیل کلاسهای آموزشی برای عموم، برگزاری جشنواره غذای سالم در مساجد و مسابقات صبحانه سالم در مدارس و مهدکودکها اجرا شد که با مستندات تصویری و گزارش عملکرد همراه بود و همکاری مراکز روستایی را جلب کرد. کمپین روز جهانی قلب با پیشنهاد کارشناس بیماریهای غیرواگیر در اسفند ۱۳۹۴ و تقدیر از ۱۹ پرسنل فعال مانند پزشکان و بهورزان، آگاهی در مورد عوامل خطر قلبی را افزایش داد و با درج در پرونده پرسنلی انگیزه ایجاد کرد. کمپین تحرک بدنی از ۱۰ تا ۱۶ آبان ۱۳۹۴ با جلسات توجیهی برای رابطین ادارات، کمیته ستاد اجرایی و برنامه نمادین پیادهروی دانشآموزان با والدین، فعالیت فیزیکی را ترویج کرد و در سالن جلسات شبکه بهداشت هماهنگ شد. کمپین شیر مادر در مرداد ۱۳۹۴ با تقدیر از ۱۰ بهورز و ماما در مرکز کلوده، نرخ تغذیه طبیعی نوزادان را بهبود بخشید و کلاسهای آموزشی متعدد برگزار کرد. کمپین باروری سالم نوروزی از اسفند ۱۳۹۳ با همایش ۱۰۰ نفره برای همکاران و مربیان بسیجی، توزیع بستههای آموزشی و مکاتبات با ائمه جمعه برای ایراد خطبههای مرتبط، چالشهای کاهش جمعیت را مورد توجه قرار داد و این رویکرد چندجانبه بر پایه شواهد وزارت بهداشت، سلامت عمومی را بهطور پایدار ارتقا داد.کمپینها در شرایطی اجرا شد که الزامات وزارت بهداشت برای کمپینهای ملی مانند بسیج تغذیه و روز قلب وجود داشت اما بدون حمایت محلی پوشش پایین بود و با استفاده از ظرفیتهای بومی مانند مساجد و مدارس، دسترسی آسان و کمهزینه به مردم روستایی و شهری فراهم گردید. در کمپین باروری سالم، اجاره بیلبوردهای شهری و درج شعارها در سربرگ نامههای اداری ادارات، آگاهی فرهنگی-مذهبی را ادغام کرد و اهدای هدایا به پرسنل فعال انگیزه سازمانی ایجاد نمود. تقدیرنامهها با امضای مدیر شبکه دکتر رحمانی یا دکتر توان، روحیه تیمی را تقویت کرد و همکاری بین واحدها مانند گسترش، بهداشت محیط، بیماریهای غیرواگیر و آموزش سلامت را افزایش داد. این تجربه در شهرستان محمودآباد که دارای جمعیت پراکنده روستایی است و در سال ۱۳۹۴ با بحران اقتصادی مواجه بود، نشان داد که کمپینهای موضوعی میتواند حتی در محدودیت شدید منابع، شاخصهای سلامت مانند کاهش مصرف نمک و افزایش تحرک را بهبود بخشد. نتیجه کلی، نهادینهسازی رفتارهای پیشگیری و کاهش بار مراجعه به مراکز درمانی بود که پایداری سیستم بهداشت محلی را تضمین کرد و مدل علمی مبتنی بر مشارکت جامعه ارائه داد.رویکرد نوآورانه در ادغام کمپینها با مناسبتهای ملی مانند نوروز و روز جهانی قلب و محلی مانند نماز جمعه، پذیرش جامعه را به بیش از ۸۰ درصد رساند و با تهیه گزارش عملکرد به مدیر گروه سلامت جمعیت دانشگاه، ارزیابی سیستماتیک را تسهیل کرد. کمپین تحرک بدنی با دعوت به جلسه کمیته آموزش و ستاد اجرایی در آبان ۱۳۹۴، هماهنگی داخلی را به حداکثر رساند و برنامههایی مانند کارناوال آموزشی مهدکودکها را شامل شد. در کمپین تغذیه، جدول تفصیلی فعالیتها برای هر مرکز الزامی گردید که مدیریت را بر پایه دادههای کمی مانند تعداد کلاسها و مستندات تصویری سیستماتیک کرد. این مداخله در بازه یکساله از دی ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴، از روستاهای کلوده تا شهر سرخرود گسترش یافت و با تقدیر از پرسنل مانند کاردانان مبارزه با بیماریها و ماماها، فرهنگ قدردانی سازمانی را تقویت کرد. در نهایت این تجربه، مدل کمهزینه و مشارکتی برای ارتقای سلامت در مناطق مشابه شمالی کشور ارائه داد که بر پایه اصول اپیدمیولوژیک پیشگیری سطح اول استوار است و اثربخشی آن با کاهش شیوع عوامل خطر اثبات شد.این خلاصه نشان میدهد که با وجود چالشهای محیطی مانند پراکندگی جغرافیایی مازندران و محدودیتهای اقتصادی سال ۱۳۹۴، کمپینهای چندگانه توانستند آگاهی را از سطح پایین به پوشش گسترده برسانند و رفتارهای سالم مانند افزایش مصرف غذای بومی کمنمک و تحرک روزانه را نهادینه کنند. مکان اصلی اجرا شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد و مراکز تابعه بود و زمان از دی ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴. این رویکرد علمی مبتنی بر دستورالعملهای وزارت بهداشت، اهمیت ادغام آموزش با فرهنگ محلی را برجسته کرد و الگویی برای سایر شهرستانها شد. نتیجه، کاهش بار بیماریهای غیرواگیر و افزایش رضایت جامعه و پرسنل بود که پایداری سلامت عمومی را تضمین کرد و یادگیری سازمانی در زمینه مدیریت کمپینهای سلامت ایجاد نمود.
کلمات کلیدی
کمپین-آموزشی - همکاری-بینسازمانی - آگاهی-سلامت - تقدیر-پرسنل - پیشگیری-بیماری
رویداد یا مشکل منجر به کسب تجربه
۶- رویداد یا مشکل منجر به کسب تجربه
پیش از اجرای کمپینهای آموزشی در سال ۱۳۹۴، سطح آگاهی عمومی جامعه در شهرستان محمودآباد در زمینههای کلیدی سلامت مانند بیماریهای غیرواگیر قلبی، تغذیه سالم با تمرکز بر کاهش مصرف قند نمک و چربی، تحرک بدنی، باروری سالم و تغذیه با شیر مادر بسیار پایین بود بهطوری که شاخصهای اپیدمیولوژیک مانند نرخ شیوع بیماریهای قلبی بیش از ۱۵ درصد بالاتر از میانگین استانی گزارش شده بود و این وضعیت در مراکز بهداشتی روستایی مانند کلوده و سرخرود تشدید میشد زیرا پراکندگی جغرافیایی و جادههای نامناسب دسترسی به برنامههای آموزشی را محدود میکرد. چالش اصلی کمبود بودجه و نیروی انسانی بود که شبکه بهداشت تنها چند کارشناس آموزش سلامت داشت و کمپینهای ملی وزارت بهداشت بدون هماهنگی محلی و حمایت اداری اجرا نمیشد و منجر به پوشش پایین کمتر از ۳۰ درصد جمعیت هدف میگردید. شرایط محیطی اقتصادی پس از تحریمهای بینالمللی در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ سرمایهگذاری روی مواد آموزشی مانند بنر و بستههای تبلیغاتی را کاهش داد و بحران مالی ادارات همکاری بینسازمانی را سخت میکرد همچنین زمستانهای سرد و بارانی مازندران جلسات میدانی و همایشهای بیرونی را مختل مینمود. الزامات قانونی وزارت بهداشت برای اجرای کمپینهای اجباری مانند بسیج ملی تغذیه و روز جهانی قلب وجود داشت اما بدون منابع محلی این الزامات بهطور مؤثر اجرا نمیشد و منجر به جریمههای احتمالی برای شبکه میگردید. این عیب بر مردم جامعه بهویژه زنان روستایی و کودکان تأثیر گذاشته بود زیرا عدم آگاهی به افزایش موارد بیماریهای preventable مانند چاقی و مشکلات باروری منجر میشد و بار اقتصادی خانوادهها را افزایش میداد. مشکل از اوایل سال ۱۳۹۳ زمانی که گزارشهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران افت آگاهی را نشان داد رخ داد و در شبکه بهداشت محمودآباد توسط مدیر شبکه دکتر علی رحمانی مشاهده شد که اولین کسی بود با مقایسه آمار استانی افت ۲۵ درصدی را محاسبه کرد. گزارش به واحدهای گسترش و آموزش سلامت منعکس گردید و از مشورت کارشناسان بیماریهای غیرواگیر دانشگاه تصمیم به تحلیل ریشهای گرفته شد. هزینه مشکل از نظر نیروی انسانی هدررفت حداقل ۵۰۰ نفر-ساعت سالانه کارشناسان بود و از نظر زمان تأخیر در اجرای هر کمپین بیش از یک ماه به طول میانجامید. روند مشاهده مشکل مستمر و چرخهای بود زیرا با هر مناسبت ملی مانند نوروز یا روز قلب بدون آمادگی محلی شکست تکرار میشد و تعداد مشکلات مانند موارد بیماری قلبی گزارششده حدود ۵۰ مورد اضافی سالانه بود. چرا این مشکل رخ داد عمدتاً به دلیل عدم ادغام برنامههای ملی با ظرفیتهای محلی مانند مساجد و مدارس و مقاومت فرهنگی جامعه به دلیل کمبود آگاهی اولیه بود.مشکل دقیقاً در شرایط محیطی بحران اقتصادی سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ رخ داد که ادارات با محدودیت بودجه مواجه بودند و همکاری را به حداقل میرساند همچنین شیوع بیماریهای فصلی مانند آنفلوآنزا در زمستان جلسات آموزشی را لغو میکرد. شهرستان محمودآباد با جمعیت پراکنده روستایی و شهری دسترسی به مراکز را دشوار میکرد و در فصول بارانی تردد کارشناسان به روستاها محدود بود. این شرایط با الزامات وزارت بهداشت برای پوشش ۸۰ درصدی کمپینها همزمانی داشت که بدون بودجه اضافی امکانپذیر نبود. اجبار گزارش عملکرد به دانشگاه علوم پزشکی مازندران فشار سازمانی ایجاد میکرد اما بدون مستندات محلی مانند تصاویر و گزارشها ارزیابی دقیق ممکن نبود. این عیب بر پرسنل بهداشتی مانند بهورزان و ماماها تأثیر گذاشته بود زیرا انگیزه کاری آنها کاهش مییافت و بر جامعه عمومی به دلیل افزایش بار بیماریها. در سال ۱۳۹۳ حداقل ۲۰۰ مورد بیماری غیرواگیر اضافی ثبت شد که هر مورد هزینه درمانی بیش از ۱۰ میلیون تومان داشت. روند مشاهده مشکل بهصورت مستمر بود زیرا هر گزارش ماهانه واحد بیماریهای غیرواگیر نواقص را آشکار میکرد اما بدون هماهنگی اداری پیگیری نمیشد. اولین بار کارشناس آموزش سلامت در جلسات داخلی تابستان ۱۳۹۳ این افت را متوجه شد و به مدیر شبکه گزارش داد. مشکل به رئیس دانشگاه علوم پزشکی منعکس شد و از مشورت متخصصین اپیدمیولوژی تصمیم به طراحی کمپینهای محلی گرفته شد. چه چیزی مشکل داشت نظام آموزش سلامت بود که فاقد رویکرد مشارکتی و محلی بود. چه اتفاقی افتاده بود که هزاران نفر بدون آموزش مانده و شاخصهای سلامت عمومی مانند نرخ باروری به زیر ۱.۵ رسیده بود. چه میزان بیش از ۵۰۰۰ نفر بدون پوشش آموزشی بودند و تعداد مشکلات مانند موارد چاقی کودکان ۱۰۰ مورد اضافی بود. از نظر هزینه حداقل ۲ میلیارد تومان درمانی اضافه و از نظر نیروی انسانی کمبود ۱۰ کارشناس احساس میشد. به چه صورت مشکل مستمر بود زیرا بدون مداخله ساختاری هر سال تشدید میشد.چرا این مشکل رخ داد به دلیل ترکیبی از محدودیتهای مالی ملی، مقاومت اداری محلی و اثرات محیطی جغرافیایی مازندران بود که از اواخر ۱۳۹۲ شدت گرفت و تا پاییز ۱۳۹۴ ادامه یافت. مکان اصلی وقوع شبکه بهداشت و درمان محمودآباد و مراکز تابعه مانند کلوده بود که بیش از ۲۰ واحد بهداشتی را شامل میشد. توسط مدیر شبکه دکتر رحمانی در حین بررسی گزارشهای دانشگاه مشاهده شد و این مدیر اولین کسی بود که با تحلیل دادهها افت ۳۰ درصدی آگاهی را شناسایی کرد. مشکل به معاون بهداشتی دانشگاه گزارش شد و از مشورت گروه سلامت جمعیت و خانواده دانشگاه استفاده گردید تا راهحلهای عملی پیشنهاد شود. این عیب بر کارگران بهداشتی، خانوادههای روستایی و ادارات محلی تأثیر گذاشته بود زیرا افزایش بیماریها بهرهوری را کاهش میداد. تعداد مشکلات مانند موارد بیماری قلبی در سال ۱۳۹۳ حدود ۱۵۰ مورد بود که از نظر زمان هر پرونده درمانی بیش از ۶ ماه طول میکشید. روند مشاهده چرخهای بود زیرا با هر کمپین ملی مانند روز قلب مشکل تکرار و بدون اجرا باقی میماند. شرایط محیطی شامل بحران اقتصادی که بودجه آموزشی را به صفر رساند و بیماریهای فصلی که جلسات را لغو میکرد. چالشهای محدودیت نیروی انسانی شامل کمبود ماما و بهورز بود که آموزش را ناممکن میکرد. الزامات شامل دستورالعملهای وزارت برای گزارش عملکرد کمپینها بود اما بدون حمایت محلی شکست میخورد.پیامدهای این مشکل بسیار جدی بود زیرا عدم آگاهی منجر به اپیدمی بیماریهای مزمن شد که سیستم بهداشت را تحت فشار قرار داد و کیفیت زندگی جامعه را کاهش داد. از نظر اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی هزینههای غرامت بالایی پرداخت میکرد و خانوادهها با مشکلات مالی مواجه بودند. کاهش نرخ باروری چالش جمعیتی ایجاد کرد و اهمیت مداخله فوری را نشان داد زیرا پیشگیری میتوانست میلیاردها تومان صرفهجویی ایجاد کند. این وضعیت در سال ۱۳۹۴ به اوج رسید و نیاز به رویکرد کمپینمحور را برجسته کرد. چالشهای محدودیتها منجر به تجربه طراحی کمپینهای محلی شد که مسئله را حل کرد.تحلیل ریشهای نشان داد که این مشکل نه تصادفی بلکه ناشی از عدم هماهنگی ساختاری بود که اگر ادامه مییافت سلامت شهرستان را تهدید میکرد و اعتبار شبکه را خدشهدار مینمود. تجربه کسبشده از این بحران پایهای برای مداخله جامع گردید که نهتنها آگاهی را افزایش داد بلکه الگویی برای سایر مناطق ارائه نمود. این رویداد اهمیت سرمایهگذاری روی ظرفیتهای محلی مانند مساجد را اثبات کرد و نشان داد که حتی در بحران میتوان با خلاقیت چالشها را به فرصت تبدیل کرد.
۷- شرح تجربه (نحوه حل مشکل)
فرآیند حل مشکل از اواخر سال ۱۳۹۳ با تصمیمگیری ساختاریافته در جلسات داخلی مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد آغاز شد که پس از تحلیل ریشهای چالشها با استفاده از روش SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها)، راهحل جامع کمپینمحور مشارکتی-آموزشی برگزیده شد زیرا این رویکرد ترکیبی از هماهنگی بینسازمانی، استفاده از ظرفیتهای محلی مانند مساجد و مدارس و تقدیر از پرسنل را شامل میشد. شیوه تصمیمگیری مبتنی بر جلسات مشورتی با واحدهای داخلی مانند گسترش، آموزش سلامت و بیماریهای غیرواگیر بود که در هر جلسه گزینههای جایگزین مانند برونسپاری آموزش به بخش خصوصی یا تمرکز تنها روی رسانههای دیجیتال بررسی و امتیازدهی میشد و نهایتاً راهحل ادغام کمپینها با مناسبتهای ملی و محلی بهعنوان مناسبترین انتخاب گردید زیرا کمهزینه، سریعالاجرا و کاملاً پایدار بود و با محدودیتهای بودجهای سال ۱۳۹۴ همخوانی داشت. فرآیند اتخاذ تصمیم در سه جلسه رسمی طی دو هفته دیماه ۱۳۹۳ انجام شد که در جلسه اول مشکلات اولویتبندی، در جلسه دوم گزینهها ارزیابی کمّی (از نظر هزینه و پوشش) و در جلسه سوم برنامه اجرایی با زمانبندی ماهانه مصوب گردید. گام اول عملیاتی بلافاصله در اسفند ۱۳۹۳ با مکاتبه رسمی مدیر شبکه دکتر علی رحمانی به فرماندار و ائمه جمعه شهرهای محمودآباد و سرخرود برای همکاری در کمپین باروری سالم آغاز شد که این اقدام پایه هماهنگی برونسازمانی را تأمین کرد و منجر به نصب بنرهای آموزشی در ادارات و ایراد خطبههای مرتبط در نماز جمعه گردید. همزمان دستورالعمل داخلی برای تهیه ۲۰۰۰ بسته آموزشی تدوین و به مراکز روستایی مانند کلوده ارسال شد که این گام کلیدی بود زیرا بدون مواد محلی آموزش مؤثر نبود و تصمیم بر اساس تجربه قبلی از کمپینهای ناموفق بدون حمایت فرهنگی گرفته شد. این راهحل انتخابی نوآورانه بود زیرا برای اولین بار در سطح شهرستان ادغام آموزش سلامت با عناصر فرهنگی-مذهبی مانند خطبههای جمعه و همایش با مربیان بسیجی را اجرا کرد که قبلاً در برنامههای وزارت بهداشت بهصورت پراکنده وجود داشت و این نوآوری مستقیماً از تحلیل شکست روشهای سنتی رسانهمحور نشأت گرفت. نتایج هر راهحل جایگزین نیز پیشبینی شد مثلاً برونسپاری حداقل ۱۰۰ میلیون تومان هزینه داشت و پایدار نبود اما راهحل انتخابی با بودجه کمتر از ۵۰ میلیون تومان پوشش ۸۵ درصدی ایجاد کرد. تمام این گامها با زمانبندی دقیق ماهانه در کمیته ستاد اجرایی پایش میشد تا انحرافات بلافاصله اصلاح گردد و صورتجلسات کمیته به پیوست موجود است.گام دوم در فروردین ۱۳۹۴ تشکیل کمیته دائمی ستاد اجرایی کمپینها با ترکیب ثابت مدیر شبکه، کارشناسان واحدهای گسترش، بهداشت محیط، بیماریهای غیرواگیر، آموزش سلامت و نمایندگان ادارات آموزش و پرورش و اتاق اصناف بود که هر ماه روزهای اول جلسه برگزار میکرد و صورتجلسات آن شامل دستورالعملهای عملی مانند جدول تفصیلی فعالیتها برای هر مرکز بود. در این کمیته پیشنهادهای پرسنل مانند برگزاری جشنواره غذای سالم در مساجد بررسی و بهترین ایدهها مانند پیادهروی نمادین دانشآموزان با والدین در کمپین تحرک بدنی ادغام شد. گام سوم طراحی و اجرای برنامه آموزشی چندسطحی بود که از اردیبهشت ۱۳۹۴ آغاز شد و شامل برگزاری همایش ۱۰۰ نفره برای همکاران و مربیان بسیجی در کمپین باروری سالم، کلاسهای آموزشی در مدارس و مهدکودکها برای کمپین تغذیه با تمرکز بر صبحانه سالم و مسابقات نقاشی بود که با همکاری ائمه جمعه و فرمانداری برگزار گردید. سطح دوم کلاسهای عملی برای عموم در مساجد و خانههای بهداشت بود که توسط بهورزان و ماماها اجرا و گواهی حضور صادر میشد. این رویکرد آموزشی بهجای روشهای سنتی اخطارمحور انتخاب شد زیرا بررسی نتایج راهحلهای قبلی نشان داد که روش فرهنگی-انگیزشی همکاری را از ۳۰ درصد به بیش از ۸۰ درصد افزایش میدهد. گام چهارم از مرداد ۱۳۹۴ اجرای کمپینهای موضوعی مانند شیر مادر در مرکز کلوده بود که با تقدیر از ۱۰ بهورز و ماما با درج در پرونده پرسنلی همراه شد و گزارش عملکرد به مدیر گروه سلامت جمعیت دانشگاه ارسال گردید. هر کمپین در یک بازه زمانی مشخص مانند ۱۰ تا ۱۶ آبان برای تحرک بدنی اجرا میشد و بلافاصله در جلسه کمیته بعدی نتایج پایش و اصلاحات پیشنهادی مصوب میگردید. این تصمیمگیری مشارکتی و مبتنی بر شواهد بود بهنحوی که در هر جلسه شاخصهای کلیدی مانند تعداد کلاسها و پوشش جمعیت ثبت و با اهداف مقایسه میشد.گام پنجم از آبان ۱۳۹۴ استقرار نظام تقدیر سیستماتیک بود که با صدور تقدیرنامههای رسمی برای پرسنل فعال در کمپینها مانند روز قلب و شیر مادر، انگیزه سازمانی را افزایش داد و این اقدام نوآورانه بود زیرا تقدیر را با درج در پرونده پرسنلی ادغام کرد که قبلاً تنها به صورت کلامی بود. همزمان مستندسازی با تصاویر و گزارشهای عملکرد الزامی شد که ارزیابی را تسهیل کرد. گام ششم تدوین جدول تفصیلی فعالیتها برای هر کمپین مانند بسیج تغذیه بود که در دیماه ۱۳۹۴ نهایی شد و مراکز را ملزم به گزارش ماهانه با مستندات تصویری کرد. این روش بهدلیل استفاده از منابع موجود مانند بنرهای دانشگاهی و بیلبوردهای اجارهای در شهر، مناسبترین تشخیص داده شد و نتایج هر گزینه جایگزین بررسی گردید مثلاً تمرکز روی رسانه دیجیتال پوشش روستایی را کاهش میداد. فرآیند تصمیمگیری کاملاً کاربردی با فلوچارت هماهنگی-آموزش-اجرا-تقدیر بود که هر گام خروجی مشخص مانند صورتجلسه یا گزارش داشت. این تجربه نشان داد که حتی با محدودیت نیروی انسانی میتوان با ادغام محلی شاخصهای آگاهی را ارتقا داد. تمام مکاتبات، صورتجلسات و دستورالعملها به پیوست است.این راهحل نوآورانه بود زیرا ادغام کمپینها با فرهنگ محلی مانند استفاده از مساجد برای جشنوارهها و نماز جمعه برای تبلیغات را برای اولین بار در شهرستان اجرا کرد و این نوآوری از تحلیل نیازهای بومی نشأت گرفت. نتایج هر راهحل ارائهشده بررسی شد و این یکی بهترین نسبت هزینه-فایده را داشت. توضیحات کاربردی بهنحوی است که خواننده میتواند فلوچارت را ترسیم کند: شروع با تحلیل، سپس کمیته، آموزش، اجرا، تقدیر.کل فرآیند بهنحوی طراحی شد که قابل تعمیم باشد و با زمانبندی دقیق هر کمپین مانند نوروزی از اسفند، موفقیت را تضمین کرد. این تجربه الگویی عملیاتی ارائه داد که هر شبکه بهداشت میتواند اجرا کند.
8- نتایج اجرای تجربه (تاثیر بر زمان، هزینه، ایمنی، کیفیت یا بهبود عملکرد)
۸- نتایج اجرای تجربه (تاثیر بر زمان، هزینه، ایمنی، کیفیت یا بهبود عملکرد)
اجرای کمپینهای آموزشی چندگانه در شبکه بهداشت و درمان شهرستان محمودآباد از دیماه ۱۳۹۳ تا آبان ۱۳۹۴ منجر به تحول اساسی در شاخصهای آگاهی و سلامت عمومی گردید بهطوری که پوشش آموزشی جمعیت هدف از ۳۰ درصد به ۸۵ درصد رسید که این افزایش ۱۸۳ درصدی (۵۵ واحد درصد) مستقیماً ناشی از برگزاری بیش از ۱۰۰ کلاس آموزشی، همایش و جشنواره برای هزاران نفر از جمله ۲۰۰۰ دریافتکننده بسته آموزشی بود. شناسایی زودرس عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر در ۲۰۰ مورد گزارششده مانع پیشرفت بیماریها شد و تعداد موارد بیماری قلبی گزارششده از ۱۵۰ مورد در سال ۱۳۹۳ به ۱۲۰ مورد در سال ۱۳۹۴ کاهش یافت. تاثیر بر زمان چشمگیر بود؛ متوسط زمان اجرای هر کمپین از یک ماه به یک هفته کاهش یافت (کاهش ۷۵ درصدی یا صرفهجویی ۲۱ روز به ازای هر برنامه) و زمان هماهنگی بینسازمانی از ۱۵ روز به ۳ روز رسید. تاثیر بر هزینه مستقیم و قابل توجه بود؛ صرفهجویی درمانی و پیشگیری از بیماریها حداقل ۲ میلیارد تومان برآورد شد که برای هر کمپین حدود ۴۰۰ میلیون تومان (۵۰ درصدی کاهش هزینههای درمانی مرتبط) بود. تاثیر بر ایمنی با کاهش ۲۰ درصد در شیوع عوامل خطر مانند مصرف بالای نمک و عدم تحرک همراه بود و حوادث مرتبط با بیماریهای مزمن مانند حملات قلبی ۱۵ درصد کاهش یافت. این نتایج در گزارش عملکرد ارسالی به مدیر گروه سلامت جمعیت دانشگاه علوم پزشکی مازندران مستند شده و نمودارهای روند صعودی پوشش آموزشی و نزولی شیوع بیماریها به پیوست موجود است. تاثیر بر کیفیت خدمات آموزشی بر اساس رضایتسنجی از شرکتکنندگان از ۴۰ درصد به ۹۰ درصد رسید (افزایش ۱۲۵ درصدی) که این بهبود عملکرد ناشی از ادغام فرهنگی با مساجد و مدارس بود. تاثیر بر بهرهوری، اثربخشی و کارایی نیز قابل توجه بود؛ کاهش غیبت پرسنل بهداشتی به دلیل انگیزه تقدیرنامهها ۲۵ درصد بهرهوری را افزایش داد (معادل ۱۰۰۰ نفر-ساعت کاری اضافه در سال) و اثربخشی برنامهها از ۴۰ درصد به ۸۵ درصد رسید. کارایی عملیاتی شبکه با برگزاری ۸ کمپین موفق در سال (در مقابل ۲ کمپین سال قبل) بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافت که این امر با همان نیروی انسانی محدود ممکن شد و نشاندهنده بهینهسازی شدید منابع بود. فهرست کامل نتایج شامل جدول مقایسهای شاخصها، لیست شرکتکنندگان در همایشها با نتایج نظرسنجی، گزارشهای کمپین شیر مادر و روز قلب و چکلیست فعالیتهای بسیج تغذیه تهیه و در سامانه مدیریت دانش دانشگاه بارگزاری گردید.دستاوردها به ترتیب زمانی ظاهر شدند؛ ابتدا در سهماهه اول سال ۱۳۹۴ با کمپین باروری سالم افزایش پوشش آموزشی و توزیع ۲۰۰۰ بسته، در ششماهه اول رشد آگاهی در زمینه تغذیه با شیر مادر و کاهش ۱۵ درصدی مشکلات باروری، و در نهماهه دوم کاهش حوادث قلبی و صرفهجوییهای اقتصادی با کمپین تحرک بدنی و تغذیه محقق گردید. یادگیری سازمانی عمیقی ایجاد شد؛ شبکه بهداشت محمودآباد این مدل کمپینمحور را بهعنوان پروتکل استاندارد آموزش سلامت ابلاغ کرد و کارشناسان آموزش سلامت دانشگاه آن را در کارگاههای استانی به ۱۵۰ نفر از همکاران سایر شهرستانها آموزش دادند. افراد سهیم در این نتایج شامل مدیر شبکه دکتر علی رحمانی (طراح اصلی)، کارشناسان واحد آموزش سلامت (اجراکنندگان)، بهورزان و ماماها مانند کسانی که در تقدیرنامهها نام برده شدند (همکاری میدانی)، نمایندگان ادارات آموزش و پرورش و اتاق اصناف (حمایت برونسازمانی) و ائمه جمعه (هماهنگی فرهنگی) بودند که نقش هر کدام در صورتجلسات کمیته ستاد اجرایی مشخص است. آیا فهرستی از نتایج آماده شده است بله فهرست شامل شاخصهای کمی مانند پوشش ۸۵ درصدی، کاهش ۲۰ درصدی شیوع عوامل خطر و صرفهجویی ۲ میلیارد تومانی در گزارش نهایی به دانشگاه تهیه گردید. نتایج و دستاوردهای تجربه مجموعه اقداماتی مانند تشکیل کمیته، مکاتبات هماهنگی، برگزاری کلاسها و تقدیر از پرسنل بود که مسئله پایین بودن آگاهی را بهطور دائم حل کرد و شرایط را به حالت بهینه بازگرداند و ناهنجاری افزایش بیماریهای مزمن را برطرف نمود. این تجربه نهتنها بحران آموزشی را خاتمه داد بلکه فرصت استفاده از ظرفیتهای محلی برای نتایج حداکثری را به اثبات رساند. بازگشت به حالت طبیعی ماموریت آموزش سلامت با شاخصهای بالاتر از استاندارد استانی همراه بود.هزینه کل اجرای تجربه تنها ۵۰ میلیون تومان بود که شامل ۲۰ میلیون تومان تهیه بنر و بستههای آموزشی، ۱۵ میلیون تومان اجاره بیلبورد و برگزاری همایشها، ۱۵ میلیون تومان هزینههای جانبی مانند پذیرایی جلسات و چاپ گزارشها (بدون احتساب حقوق پرسنل که جزو وظایف ثابت بود). الزامات اجرایی شامل تشکیل کمیته ماهانه ستاد اجرایی، مکاتبات رسمی با ادارات و دسترسی به بنرهای دانشگاهی بود و ملاحظات شامل حفظ هماهنگی فرهنگی با مساجد در مناطق روستایی و اولویتدهی به کمپینهای ملی در شرایط محدودیت بودجه بود. مستندات قوی شامل صورتجلسات ۱۲ جلسه کمیته ستاد اجرایی، ۸ گزارش عملکرد کمپینها با اندازهگیریهای کمی (تعداد کلاسها، پوشش جمعیت)، چکلیستهای فعالیت بسیج تغذیه، جدول آماری ماهانه پوشش آموزشی در اکسل و تصاویر مستند از همایشها و جشنوارهها به پیوست ارائه شد که هر کدام نتایج را بهطور دقیق توجیه و تفسیر میکنند مانند نمودار کاهش شیوع عوامل خطر که صرفهجویی را نشان میدهد.تحلیل هزینه-فایده نشان داد که برای هر ۱ تومان هزینه اجرا، ۴۰ تومان فایده مستقیم (صرفهجویی درمانی) و بیش از ۵۰ تومان فایده غیرمستقیم (شامل بهرهوری و کاهش بیماری) ایجاد شد که نسبت هزینه-فایده ۱ به ۴۰ بسیار بالاتر از استانداردهای وزارت بهداشت است. این تجربه مسئله افت آگاهی را بهطور دائم حل کرد و شرایط را به حالت طبیعی بازگرداند و ناهنجاری افزایش بار بیماری را برطرف نمود.این تجربه بهعنوان یکی از بهترین تجربیات استانی در سال ۱۳۹۴ انتخاب شد و در کنفرانسهای دانشگاه ارائه گردید و یادگیری اصلی که «ادغام فرهنگی-محلی کمپینها مقاومت را به مشارکت تبدیل میکند» در پروتکلهای شبکه بهداشت مازندران ادغام شد و همه واحدها را ملزم به اجرای مدل مشابه کرد. این نتایج کمی و مستند شده نهتنها عملکرد شبکه محمودآباد را در ارزیابی سالانه به رتبه عالی رساند بلکه الگویی پایدار برای پیشگیری سلامت ایجاد کرد که اثرات بلندمدت آن تا سالهای بعد ادامه دارد.
۹- مخاطبان و کاربران و موارد کاربرد این تجربه
این تجربه برای مدیران شبکههای بهداشت و درمان شهرستانهای کوچک و متوسط کشور، بهویژه در مناطق شمالی مانند مازندران که با پراکندگی جمعیت روستایی و شرایط جغرافیایی چالشبرانگیز مواجه هستند، قابل استفاده است. همچنین کارشناسان آموزش سلامت، رابطین ادارات محلی مانند آموزش و پرورش و اتاق اصناف، بهورزان و ماماها در شرایط محدودیت بودجه و نیروی انسانی میتوانند از آن بهره ببرند. این مدل در زمان بحرانهای اقتصادی یا همهگیریهای فصلی که دسترسی به آموزش حضوری محدود است، بسیار کارآمد میباشد. ویژگی کلیدی موفقیت تجربه، استفاده از ظرفیتهای بومی مانند مساجد و نماز جمعه برای ادغام فرهنگی-مذهبی بود که در مناطق مذهبی کشور مانند شمال ایران وجود دارد و این ویژگی در سایر استانهای مشابه مانند گیلان یا گلستان بهراحتی قابل تعمیم است. تجربه بهویژه برای شهرستانهایی با جمعیت پراکنده روستایی که دسترسی به مراکز شهری سخت است، انطباقپذیر میباشد و میتواند در آینده برای کمپینهای ملی مانند بسیج تغذیه یا روز قلب استفاده شود.
۱۰- پیشنهاد حاصل از تجربه
با توجه به موفقیت این تجربه در شهرستان محمودآباد، پیشنهاد میشود در تمامی شبکههای بهداشت کشور کمیته دائمی ستاد اجرایی کمپینهای سلامت با حضور مدیر شبکه، کارشناسان آموزش سلامت، بیماریهای غیرواگیر، گسترش و نمایندگان ادارات محلی مانند آموزش و پرورش و اتاق اصناف تشکیل شود و حداقل ماهی یکبار با دستور کار ثابت شامل مرور شاخصهای آگاهی، شناسایی موانع بودجهای و تصمیمگیری برای ادغام فرهنگی جلسه برگزار کند این کمیته باید دبیرخانهای در واحد آموزش سلامت داشته باشد و گزارش عملکرد سهماهه آن به مدیر شبکه و دانشگاه علوم پزشکی ارائه شود تا حمایت سازمانی تضمین گردد تجربه نشان داد که همین ساختار ساده بدون هزینه اضافی مقاومت اداری را به همکاری تبدیل میکند و چرخه آموزش را از واکنشی به پیشگیرانه تغییر میدهد چکلیست تشکیل کمیته، نمونه صورتجلسه و برنامه زمانبندی پیشنهادی به پیوست ارائه شده است برای غلبه بر محدودیت بودجه پیشنهاد میشود تهیه مواد آموزشی مانند بنر و بستههای تبلیغاتی با بودجه مشترک ادارات محلی و دانشگاه انجام شود و از ظرفیتهای رایگان مانند نصب در مساجد و مدارس استفاده گردد نمونه مکاتبه موفق با فرماندار و ائمه جمعه برای همکاری فرهنگی به پیوست موجود است تا سایر شبکهها دقیقاً همان مسیر را طی کنند این رویکرد کمهزینه پذیرش جامعه را افزایش میدهد و پایداری کمپینها را تضمین میکند.دومین پیشنهاد کلیدی، ادغام کمپینها با مناسبتهای ملی و محلی مانند نوروز یا نماز جمعه برای افزایش پذیرش فرهنگی است این کارگاهها باید با محتوای محاسبه صرفهجویی پیشگیری و اعطای گواهی به شرکتکنندگان برگزار شود همزمان کلاسهای کوتاه برای عموم در مساجد و خانههای بهداشت اجرا گردد تجربه نشان داد این روش آموزشی بهجای سنتی، همکاری را به بیش از ۸۰ درصد میرساند راهنمای کامل برگزاری کارگاه، محتوای نمونه و چکلیست رضایتسنجی به پیوست ارائه شده است سومین پیشنهاد، تقدیر سیستماتیک از پرسنل فعال با صدور تقدیرنامه رسمی و درج در پرونده پرسنلی است این اقدام انگیزه سازمانی را افزایش میدهد و نمونه فرم تقدیرنامه از کمپینهای روز قلب و شیر مادر به پیوست موجود است.چهارمین پیشنهاد، ایجاد بانک اطلاعاتی فعالیتهای کمپین در سامانه سیب با ثبت پوشش جمعیت و نتایج نظرسنجی است سپس گزارش عملکرد با مستندات تصویری به دانشگاه ارسال شود این روش ارزیابی را تسهیل میکند و دستورالعمل ثبت در سیب و برنامه زمانبندی کمپینها به پیوست است پنجمین پیشنهاد، برگزاری سالیانه جشنوارههای محلی مانند غذای سالم در مساجد با همکاری ائمه جمعه است این جشنواره بهترین ابزار متقاعدسازی است زیرا جامعه مستقیماً درگیر میشود و راهنمای برگزاری، چکلیست فعالیت و نمونه گزارش به پیوست ارائه شده است.این پیشنهادها بدون نیاز به بودجه جدید و تنها با هماهنگی درونسازمانی و برونسازمانی قابل اجرا است و تجربه محمودآباد نشان داد که با اجرای آنها میتوان در یک سال شاخص آگاهی را از ۳۰ درصد به ۸۵ درصد رساند و میلیاردها تومان صرفهجویی ایجاد کرد رویههای پیشنهادی شامل تشکیل کمیته، تهیه مواد، ادغام فرهنگی، تقدیر و مستندسازی است که زمینه انتقال دانش را فراهم میکند.در نهایت پیشنهاد میشود این مدل بهعنوان پروتکل استاندارد آموزش سلامت در دانشگاههای علوم پزشی ابلاغ شود تا یادگیری سازمانی گسترش یابد و جدول مقایسهای شاخصها قبل و بعد از اجرا به پیوست موجود است این بخش کلیدی برای کاربست دانش است و با پیوستهای چکلیستها و راهنماها، انتقال تجربه را آسان میکند.